امروز آقای همسر از جای دیگه‌ای عصبانی بود و داشت با من حرف میزد و من اصلا حوصله گوش کردن به حرفهاش رو نداشتم و میخواستم بگم:‌ «به من چه؟ یا باید دعوات رو با اون خانومه میکردی یا الان دیگه بهتره بسش کنی. من خودم به اندازه کافی خسته‌ام و چقدر باید شکایتهای تو رو از درس و کار و این و اون گوش کنم»

بعد یادم افتاد که غیر از من گوش دیگه‌ای برای شنیدن نداره. یادم افتاد که هرکسی بالاخره باید یک نفر رو تو دنیا داشته باشه که وقتی عصبانیه یا ناراحت بره باهاش حرف بزنه و کمی از عصبانیت و ناراحتیش کم بشه. یاد چند سال قبل افتادم که درگیر کار نفس‌بری بودم که خیلی روی اعصابم راه میرفت و هر وقت درباره‌اش با همسر حرف میزدم جواب می‌شنیدم که اگه خیلی ناراحتی نرو یا آخرین بار که گفت به اون هیچ ربطی نداره که من اینقدر ضعیف هستم. یادم افتاد که چقدر دلم شکست و دیگه بعد از اون خیلی کم درباره مشکلاتم با همسر حرف میزنم. راستش یه قسمت از وجودم هم خیلی دلش میخواد آیینه‌وار رفتار کنه و همون رفتار رو نشون بده اما من که میدونم آدم گاهی دلش فقط دوتا گوش برای شنیدن میخواد بنابراین به خودم میگم صبر کن و رفتار خوبی داشته باش چون در هر حال حاضر تو تنها گوشی هستی که میتونه بشنوه و جواب بده و آرامش بده و تسلی ببخشه. نمیخوای که دنیای اون هم تنها بشه مثل مال تو. میخوای؟!!

بهرحال اینا رو گفتم که بگم من میخوام کمی اینجا غرغر کنم. من دوست صمیمی ندارم که حوصله غرغرهای من رو داشته باشه. از طرفی همه آدمها بعد از یه مدت خسته میشن از شنیدن حرفهای یکی. تنها جایی که توی این دنیا مال منه و باید خودم باشم اینجاست. تنها جایی که دارم و  میتونم توش غرغر کنم این صفحه سفیده که تصادفاً‌ اینترنتی شده. از این به بعد گاهی از روزهام مینویسم. شاید گاهی شاد بشه گاهی غمگین. هر چی هست قراره من باشم نه هیچ‌کس دیگه‌ای.

 

پی‌نوشت:‌ نکته‌ای که باید اشاره کنم اینه که وضعیت الان من رو متوجه این اشتباه کرد که واقعا‌ نمیشه از کسی انتظار داشت که همیشه به گلایه‌ها و غرغرهای آدم گوش بده. هرچقدر که آدم کسی رو دوست داشته باشه بازهم منفی بودن به مدت طولانی میتونه به یه رابطه آسیب برسونه. شاید همین باعث شده که این روزها افراد بیشتری به روانپزشکها و مشاورها مراجعه میکنن که فقط بتونن حرف بزنن. چون جای دیگه‌ای یا گوش دیگه‌ای برای شنیدن حرفهاشون وجود نداره.

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
ترانه

[دست]

حقوقدان پاریسی

می فهممت وقتی می گی بعضی وقتا آدم حوصله گوش کردن به این حرفا رو نداره و در عین حال تنها گوشی که آقای همسر داره. من هم گاهی همین حس رودارم فقط فرقش اینه که آقای همسر هم همیشه به من گوش می کنه و من سعی می کنم زیاد غر نزنم.

دلارام

سال نوت مبارک دوستم. امیدوارم که امسالت پر بشه از شادی... گرچه غر غر ها هم نمک زندگیه...........

هوس مبهم

کار خوبی کردی جون امکان داره یه گوش دیگه گیر بیاره. من گوش فیل هم دوس دارم ولی نباید بخورم چون قندش بالاس

خاتون

اينجا بهترين مكانه براي خالي كردن حرفاي دلت و غر زدنهات. اين مرد جماعت رو نمي شه با آينه و بي آينه متوجه كاراشون كرد و دقيقاً همون جوري باهاشون رفتار كرد كه يهزماني خودشون هم رفتار كردن. به قول هوس مبهم فوراً يه جفت گوش ديكه پيدا مي كنن و قيد گوش دل شكسته ي تو رو هم مي زنن. به همين سادگي از اين دست اين مردها فقط بايد گفت: اه

سامان

با سلام ما وبلاگ یاری به زن هستیم . اگه میشه ما به دوستانتان معرفی کنید.http://sanandaj4.persianblog.ir/

سامان

با سلام ما وبلاگ یاری به زن هستیم . اگه میشه ما روبه دوستانتان معرفی کنید.http://sanandaj4.persianblog.ir/

سامان

با سلام ما وبلاگ یاری به زن هستیم . اگه میشه ما روبه دوستانتان معرفی کنید.http://sanandaj4.persianblog.ir/