Sunshine coast هستیم. یک جمع ١٢ نفری -  ۵ زوج و ٢ مجرد که همه تقریباً همسن هستیم. خیلی لذت‌بخشه که یک سری دوست داشته باشی که بتونی در کنارشون بخندی و برقصی. نزدیک ظهر، بعد از ناهار که چای دم‌کرده بودیم و نشسته بودیم دور شومینه، یک لحظه حس کردم موج خوشبختی رو که توی هوا چرخ میخورد و روی صورت هر کدوم از دوستها بوسه میزد. خنده‌ای که روی لبهای تینا بود یا صدای صحبت یواش دو تا از بچه‌ها درباره نقاشی روی دیوار، یا آتوسا که سرش رو یله داده بود رو شونه آلبرت و چشماش بسته میشد.

الان روز دومی هست که اینجاییم. پارگراف قبل نوشته دیروز بود که نصفه و نیمه موند. امروز هم مثل دیروز هوا کمی مه گرفته است ولی گرمای خونه و خوشی غیرقابل انکار توی قلبمه. توی این مدت کلی رقصیدیم و چرخیدیم و اونقدر خندیدیم که حد نداره. دیشب تو تاریکی و مه از پله‌های همسایه یواشکی رفتیم پایین رفتیم تا کنار اقیانوس و روی سنگها آتیش روشن کردیم. دو-سه ساعتی توی تاریکی و مه غرق شده نشسته بودیم  روبروی سرخی آتیش و در سکوت صدای چرق چروق آتیش رو گوش میکردیم. بعد کلی قارچ زدیم سر چوب و خوردیم. ساعت ١٢ شب برگشتیم خونه و باز هم نشستیم به حرف زدن. باز هم خنده و مرور کردن لحظه‌های مستی.

امروز برای صبحانه حلیم داشتیم و بربری تازه و داغ که بابکه پخته بود. بعد هم یک پیاده‌روی در مه. حالا هم همه نشستیم و بعد از یه ناهار خوشمزه (سبزی پلو با ماهی) نشستیم  چای ریختیم و میخواهیم با هم فیلم نگاه کنیم. بقیه گزارش رو در بیست و چهار ساعت آینده پست میکنم...

/ 5 نظر / 10 بازدید
اشکان

سلام... و زندگی جریان داره؟

هوس مبهم

همه تون سوسک میشین!!! روز تاسوعا عاشورا بزن و برقص کردین؟؟؟ همه تون سوسک میشین اون م چی؟ سوسک های توپول موپول و گنده مثل گریگوری سامسا!!! خیلی دوست دارم وقتی سوسک شدین عکستون رو ببینم. بی زحمت عکس ها رو تو فیس بوک هم بزارین

ilia

اینجام همه چی روبراهه . فکر بد نکنی .

خاتون

خوش بگذره بهتون. راستي؟ چقده لاغر شدي آتوسا جان. ديشب بر حسب اتفاق و البته به خاطر لطف يكي از دوستان وبلاگي يه فيل خيس گيرمون اومد! :دي و اومديم فيس بوك اينا :) جالب بود برام اين فيل خيس. اصطلاح جالبه. همين فضوليم باعث شد ببينم قضيه‌ي فيل خيس چيه كه خوش به حالمون شد و با يه فيل مجاني از مرز ديوار استحفاظي عمو جان اينا!!! رد شديم و يه سري به فيس بوكيهاي عزيز زديم ولي خودمونيم هاا، چقده وزن كم كردي. خوشگل بودي خانوم، خوشگل‌تر شدي. مانكن و باربري شدي. به به اين فيل خيس بديش اينه كه من نه تونستم پيغامهاي خودم رو چك كنم، نه اينكه واسه كسي اجازه مي‌ده پيغام بفرستم. اونلي يه توكه پا اجازه مي‌ده بري به يه سري سايتاي مورد دار!! سر بزني و برگردي. همين. خب همين هم خوب بود ديگه. لااقل يكي دو نفر رو بعد ماهها باز دوباره ديديم و چشممون روشن شد به جمالشون :)

سارا

خوندنش هم لبخند به لب آدم میاره...خوش باشی همیشه!