خیلی درگیر هستم. یه قسمت بخاطر کاره. تقریباً‌ تا دو هفته بعد از برگشتم از ایران، پشتم حسابی باد خورده بود و حس و حال کار کردن نداشتم. این بود که با وجود اینکه سرکار میرفتم اما عملاً بازده خوبی نداشتم. حالا کارها روی هم انباشته شدن و باید هرطوری شده به جایی برسونمشون.

از طرف دیگه تصمیم گرفتیم که آپارتمان رو بهینه کنیم و به جای بزرگتری نقل مکان کنیم. اینه که خونه رو گذاشتیم برای فروش و دنبال خونه جدید هستیم برای خرید. اینه که من فکر کردم خلاصه‌ای از مراحل خرید و فروش خونه رو به سمع و نظر شما برسونم شاید مفید واقع شد:‌

خب- از اونجایی که ما هر چقدر جون بکنیم هیچوقت پس‌انداز کافی برای خرید خونه نداریم اولین جایی که باید بهش سر بزنیم بانکها یا موسساتی هستند که وام خونه میدن. وام خونه در اینجا Mortgage نامیده میشه. درباره وامها و اینکه به چه نحوی هستند و با چه سودی عرضه میشن توضیحات زیادی باید بدم که یک پست جدا میطلبه که فکر نکنم بنویسمش. ولی خلاصه کار اینه که بانک با بررسی وضعیت کار و درآمد شما، پیش پرداختی که دارین و همینطور بسته به نرخ بهره بانک مرکزی، تصویب میکنه که چقدر وام به شما پرداخت میشه. (معمولا میگن مقدار این وام باید طوری باشه که میزان قسط ماهیانه شما از یک سوم درآمدتون بیشتر نباشه) بعد شما با در دست داشتن این وام تصویبی برای خودتون یک دلال معاملات ملکی (realtor) انتخاب میکنین. نقش ریلتورها در اینجا کمی بیشتر از اون چیزیه که دلال معاملات ملکی در ایران انجام میده اینکار از کمک در قیمت گزاری خونه فعلی تا وقت گرفتن برای دیدن خونه های جدید تا بررسی قانونی خونه ای که قراره خرید یا فروش بشه شامل میشه. بعد نوبت قسمت خوب قضیه است و اون گشتن برای خونه های جدیده.  در آمریکای شمالی سایتی هست به اسم ام-ال-اس1 (www.mls.ca برای کانادا) که تقریباً هر خونه ای که برای فروش عرضه میشه اونجا لیست میشه. این سایت امکانات مختلفی داره. مثلا شما میتونید محله ای که میخواهید، نوع خونه (آپارتمان، خونه یا تاون هاوس و...) و حتی جهت خونه و اینکه شومینه داشته باشه یا نه و محدوده قیمت رو تعیین کنید. یکی از بهترین چیزها اینه که این روزهای اکثر خونه ها عکس یا فیلمی هم از خونه گرفتن و شما با یه تقریب خوب میفهمید که خونه اصلا دیدن داره یا نه. بعد هم میتونین با ریلتورتون برای دیدن خونه قرار بذارین. خوب چون ما الان در این مرحه هستیم، و از اینجا بیشتر پیش نرفتیم، من دیگه بقیه اش رو بلد نیستم):

بالاخره وقتی خونه ایده آلتون رو پیدا کردین، ریلتورتون پیشنهاد قیمت میده. این قسمتش تقریباً مثل ایرانه. یک کم شما چونه میزنین، یک کم صاحبخونه چونه میزنه (البته اینکارو شما که نه -ریلتورتون انجام میده) بعد سر یه قیمتی به توافق میرسین. بعد کارهای اداری مربوط به انتقال سند خونه شروع میشه. شما پیش پرداختتون رو میدین و بانک بقیه پول خونه رو میده (تقریباً تا 90% قیمت خونه میتونه وام بانکی باشه-قدیمها 95% هم میشد). خوب مبارکه. شما صاحبخونه شدین2.

 1- یکی از تفریحات من حتی وقتی تصمیم نداشتیم خونه بخریم چرخیدن توی ام-ال-اس و خونه دیدنه. مثلاً گاهی خوبه آدم خیالبافی کنه که میلیونره و محدوده گشتن رو روی چند میلیون دلار بذاره. اینطوری کلی خونه قشنگ میشه دید. باور نمیکنید امتحان کنید.

2- البته فکر میکنید صاحبخونه شدین. در واقع خونه شما به بانک تعلق داره با یه وام بانکی که حدوداً بیست-سی سال طول میکشه. یعنی تقریباً تا آخر عمرتون شما دارین به بانک وام با بهره اش میدید.

* وسط نوشتن این متن نیم فاصله ام پرید. اینه که خیلی به دلم نمیشینه!!!

/ 5 نظر / 9 بازدید
payam/shervare

pas mikhai az deh beri;))))i

دوست

"نیم فاصله" یه جور مواد مخدره که مصرف میکنی و وسط کار پرید؟

قلمو

دنگ و فنگش که زیاده اما امیدوارم همه چی زود اوکی شه.

xatoun

چه جالبه. بالاخره بهره‌اش اونقدر مثل ايران زياد نيست كه كمر آدم بشكنه :( ايشالا يه خونه خوشگل پيدا مي‌كني و يه تغيير آب و هوا مي‌شه و باز دل به كار مي‌دي. فعلاً مي‌بينم كه سر قولت موندي واسه روزاي زوج :)

ايليا

یه خونه بخر اتاق مهمون داشته باشه !