١- دیشب تلویزیون فیلم:‌ "پی‌نوشت:‌دوستت دارم"‌ رو نشون میداد. بعد این فیلم به نظر من خیلی غمگین بود و همه فیلم‌رو گریه‌کنان نگاه کردم. فکر کنم وقتی یه فیلمی اینقدر غمگین ساخته میشه، باید یه هشداری بذارن براش. مثل فیلمهایی که خشونت دارن یا صحنه‌های پورن. باید بگن که: این فیلم غمگینه. نگاهش نکنین. یا شاید اصلاً بهتر باشه که نذارن چنین فیلمهای غمگینی ساخته بشه. بعد وسط فیلم رفتم پیش همسر که تو اتاق مشغول رنگ‌کردن دیوار بود. بغلش کردم میگم:‌قول بده که هیچ‌وقت نمیری. همسر کلی به من خندیده. بعد من همه شب به این فکر کردم که من که کلاً آدم خیلی عاشقی نیستم اینقدر دلتنگ میشم، آدمهای خیلی عاشق چی می‌کشن اگه عشقشون رو از دست بدن.

٢- امروز صبح کلاس یوگا* داشتم. خیلی خسته بودم ولی به هر حال رفتم. اول کلاس که داشتیم رو تنفس تمرکز میکردیم، همینطور اشک از تو چشمام قل میخورد و میریخت پایین. نمیدونم چه سری در اون سکوت کلاس و نفسهای آروم هست. خیلی وقتها اشکم رو در میاره. بعد آخر کلاس، خیلی آروم بودم. به صدای نفسهام گوش میکردم و به این فکر میکردم، زندگی باید همین باشه. باید قبول کنم که همیشه همین هستم، همین میمونم. فکر کردم همینقدر که اومدم کلاس خوب بوده. به لوله‌های ضخیم روی سقف نگاه میکردم که قرمز و نارنجی رنگ شده بودند. باید همین باشه. لوله‌های قرمز و نارنجی.

٣- بعد از کلاس؛ نیم ساعت وقت داشتم تا وقت آرایشگاه برای کوتاه کردن موهام. رفتم استارباکس که قهوه بگیرم. توی فوت‌کورت؛ یه زن و مرد نشسته بودن -خیلی پیر. خیلی پیرتر از اون‌چیزی که بشه تصورش رو کرد. مرده کاملاً دستهاش می‌لرزید و انگار که جلوی چشمت داشت میشکست. بعد این زن و مرد، توی یک صبح یکشنبه بارونی، از خونه اومده بودن بیرون؛ از مک‌دونالد ساندویچ صبحانه گرفته بودن با قهوه، نشسته بودن توی مال و داشتن با هم صبحانه میخوردن. دلم میخواست که دوربین داشتم و عکسشون رو میگرفتم.  

* این کلاس یوگا که میرم مجانیه و یکی از فروشگاههای معروف لباس ورزشی به اسم لولولمون برگزارش میکنه.

/ 10 نظر / 7 بازدید
امیر مسعود

سلام . خوبی خورشید خانم .من اصولا خیلی به مرگ فکر میکنم ولی مدتی بود که بهش توجه نمیکردم اما الان خیلی وقتا در حین کتاب خوندن یا موقع تماشا کردن یه فیلم یا حتی موقعی که دارم میوه میخورم یهو به از دست دادن عزیزانم فکر میکنم و به اینکه اگه این خبر رو خدایی نکرده فردا بهم بدن من چیکار میکنم .واقعا فکر آزاردهنده ایه و واقعا از تصورش هم بغض میکنم چه برسه به اینکه ... الان که اینو داشتم مینوشتم آخر مطلب مامانم اومد توی ذهنم .اشکهام بی اختیار دارن میبارن . امیدوارم همیشه زندگی شاد و پر انرژی ای داشته باشی و همیشه با آقای همسر یه زندگی عشقولانه و طولانی و بی دردسر و بی تنهایی های غمبار داشته باشی .

ايليا

تریپ چتر بازی دیگه !

ترانه

اصلا نباید اینجور فیلمها رو نگاه کرد. من خودم میشینم این سپ اپرا های مزخرف رو نگاه میکنم وقتی تموم میشه میبینم چقدر حالم رو بد کرده بسکه توی اون یک ساعت مردم بهم خیانت کردن و دروغ گفتن و همدیگرو کشتن.. بعد باز دوباره نگاه میکنم. منهم میرم یوگا . 3 تا معلم مختلف هستن. من یکیشون رو خیلی دوست دارم اون هفته ای که اون میادهمه چیز یکجور دیگه است. یک آرامشی توی هوا موج میزنه که نگو. منهم گاهی گریه ام میگیره.[ماچ]

xatoum

اين روزا قضيه چيه كه تو واسه همه چي گريه‌ات مي‌گيره. نكنه تو دوره‌ي تغيير هورموني هستي دختر

اشکان

امشب "بالا تو آسمون" رو دیدم بعدش "آملیا" درباره خانم خلبان امریکایی ... شب هواپیمابازی بود ... البته اولی رو توصیه می کنم.

ندا

یارم میایه!دلدارم میایه؟!ذوقم میایه!خوشحالی میایه!

امیر مسعود

سلام .وبلاگم رو با یه شعر آپدیت کردم .

امیر مسعود

سلام . چون توی تعطیلات احتمالا به اینترنت دسترسی ندارم پیشاپیش سال خوب و خوشی رو برای خودتون و خانواده ی محترمتون آرزمندم امید که سال جدید رو در هوای آزادی نفس بکشیم .امیدوارم بهروزی و پیروزی نصیب هرروزه ات در سال جدید باشد . بدرود .

روشنایی

[گل][گل] نوروز رو بهت خجسته باد میگم.امیدوارم هرجا که باشی سالی سرشار از شادی و زیبایی رو در پیش رو داشته باشی.[خداحافظ]

xatoun

سال نوت مبارك آتوسا جان. ايشالا سال خيلي خوبي پيش رو داشته باشي