یه نفر ای-میل زده به بخش ما و درخواست نمایندگی محصولات ما رو در عربستان سعودی داره. پرسشنامه شرکت رو براش میل میکنم و ازش درخواست می‌کنم که برام پرش کنه. در بخش بررسی بازار، درباره عربستان کمی توضیح داده. به جمله‌اش خیره میشم. "عربستان یکی از بزرگترین کشورهای خلیج عربی است." یه جورایی ته دلم درد میگیره. دگمه رپلای رو میزنم و تایپ میکنم که درخواستش بررسی میشه و باهاش در تماس خواهیم بود. بعد از امضا مینویسم پی‌نوشت:‌ خلیج عربی وجود نداره. منطقه جغرافیایی مورد نظر شما اسمش خلیج فارسه. بعد میشینم و به ای-میلم نگاه میکنم. آیا باید بفرستمش؟! به امضای پای نامه نگاه میکنم. به اسم شرکت. کره جغرافیایی روی میزم رو می‌چرخونم و نگهش میدارم روی این آبی آب. روی کره کوچیکی که من دارم به اندازه یک بند انگشت دیده میشه و به سختی میشه اسمش رو خوند. من اما اسمش رو توی قلبم میدونم. همیشه اونجا بوده-همیشه اونجا خواهد بود. آیا ای-میل رو بفرستم؟! نگاه میکنم به امضای پای نامه، به اسم خودم و اسم شرکت. به نامه‌ای که نه به عنوان آتوسای ایرانی، بلکه به عنوان شرکتم خواهد رفت. تردید میکنم. به وطن‌پرستی خودم شک میکنم، به اخلاق کاریم شک میکنم. به نقطه آبی رنگ روی کره نگاه میکنم. به امضای پای نامه. کدوم منم؟!  

/ 6 نظر / 12 بازدید
روشنایی

[گل][گل] تو اونی که خودت برمی گزینی،ولی اگه من جای تو بودم،می فرستادمش،چون اون چیزی که هست،هست،حتی اگه همه بگن نیس.[خداحافظ]

دلارام

دلم گرفت........ میتونم بفهمم چه حسی بهت دست داده......... دردناکه نه......

رهایش

با برواز امارات می رفتم. تمام حواسم به مانیتور بود که مبادا از خلیج فارس رد بشیم و من نبینمش ..... وقتی که هوابیما رسید بالای خیلج همیشه فارس مانیتور نوشت : خلیج دلم به اندازه همون خلیج فارس که نه، به اندازه همه آبهای دنیا ګرفت. تو چطور تحمل کردی............

ايليا

نمي دونم چرا همو طنان در وطن به تخمشونم نيست اين مقوله ي خليج ِ ... پ ن : شما ببخشيد امروز تولدمه ــ شاكيم .