از کيميای مهر تو

 
باشی بلالی..
نویسنده : - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸
 

پریروز برای نهار از این سوپهای آماده داشتم. آب جوش رو روی سوپ ریختم و راه افتادم سمت میزم که یک دفعه دستم برگشت و سوپ داغ ریخت روی دستم. کمی آب سرد باز کردم روش. جاهایی که آب جوش ریخته بود کمی قرمز بود اما قسمتهایی که رشته سوپ بود کمی بیشتر سوخته بود. این بود که زنگ زدم به قسمت کمکهای اولیه شرکتمون. دردش خیلی نبود اما نگران بودم که جای سوختگی بمونه روی دستم. مامور کمکهای اولیه* هم اومد، من رو برد به اتاق فرست اید. کمی محلول خنک کننده زد و باند‌پیچی کرد. بقیه کرم سوختگی و یه لیست مراقبت پس از سوختگی هم داد دستم برای بعد.

دیروز هم داشتم یک سری فایل رو از کشوی میزم در میاوردم. خیلی عجله داشتم. سریع یه فایل رو برداشتم و بین انگشت اشاره و وسطی رو بد جور بریدم. این البته دهمین بریدگیه (با کاغذ) که طی این هفته برام پیش میاد. همکارم بهم میگه که میدونی که باید بریدگیها رو هم به بخش کمکهای اولیه اطلاع بدی؟ میگم: آره- اینطوری که من چپ و راست دارم بلا سر خودم میارم باید کارم رو ول کنم، برم فرست اید بست بشینم. میخندیم میگه:‌ آره؛ فکرش رو بکن-اخراجت کنن که accident prone هستی. میگم:‌‌ آره فکرش رو بکن، حتی بره توی سوابقم و دیگه هیچ شرکت بیمه‌ای هم بیمه‌ام نکنه... شبش فکر میکنم که باید یکی از همین روزها برای خودم اسپند دود کنم!

باشی بلالی:‌ یک اصطلاح ترکی معادلaccident prone و به معنای کسی که خیلی حادثه براش پیش میاد. 

مامور کمکهای اولیه:‌ در شرکت ما چندین نفر هستن که دوره کمکهای اولیه دیدند و در حین کار اگر مشکلی پیش بیاد، برای کمک میان. همونطور که گفتم شرکت ما حتی انتظار داره که ما بریدگی کاغذ رو هم گزارش کنیم که به نظر من خیلی سوسول بازیه...

 

 


 
comment نظرات ()