از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸
 

 یکی-دو هفته‌ای هست که Wii خریدیم و به بازی با اون مشغول هستیم. بعد بعضی کیفیتها در بعضی آدمها هست که در بعضی از آدمها نیست. مثلا همین آقای همسر:‌ حتی سر این بازی‌ها هم میدونه که چی میخواد، فوراً مغزش تحلیل میکنه که بازی ایکس رو چطور انجام بده نتیجه بهتری میگیره، قوانین رو برای خودش معین میکنه و طبق اون قوانین بازی میکنه و اونقدر اینکار رو انجام میده که به هدفی که میخواد میرسه:‌ مثلاً فرض کنید ناک-اوت کردن ٢٠ نفر در گوله‌برفی بازی. اما من:‌ همیشه دیمی بازی میکنم، هیچوقت نمیفهمم که چرا کاری رو انجام میدم و چرا انجام نمیدم. حتی روش آزمون و خطای من هم بر اثر بی‌دقتی زیاد موثر نیست. خیلی سریع هم از یه بازی خسته میشم و میرم دنبال یه بازی دیگه. دلم میخواد هر چه سریعتر همه بازیها رو کشف کنم.

اینطوری که از بازی خیلی چیزها درباره آدمها میشه فهمید. بعله- آدمها همونطور زندگی میکنند که بازی میکنن....


 
comment نظرات ()