از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸
 

یک نفر دگمه "استاپ" رو فشار بده لطفاً.

بعد که سکوت همه جا رو فرا گرفت، اینجا رو کمی آب و جارو بکنه.

بعد یکی-دو تا عکس یادگاری در بیاره بزنه به دیوار.

(عکسهایی که به ذهنم میرسن اینا هستن:‌ یه عکس از دست تپل یه بچه، یه عکس از بابا و پیمان که کوچولوست، یه عکس از مامان وقتی که خیلی جوونه و موهاش بلنده و همه اینها باید سیاه-سفید باشند ها)

بعد پنجرها رو باز کنه. روی یه میز کوچیک، رومیزی سفید و بلند بندازه.

بعد چای دم کنه توی یه قوری قشنگ گلدار.

بعد توی یه ظرف چینی چند تا بیسکوییت ساقه طلایی بذاره.

بعد بشینه و چای و بیسکوویت بخوره و به آدمهایی که رد میشن نگاه کنه.

(فکر کنم یه چندتا گل شمعدونی با گلهای سرخ هم بذاره لب پنجره بد نباشه- پرده توری سفید که باد باهاش بازی کنه رو هم نباید فراموش کرد)

بعد دیگه‌ای در کار نیست. همین.

 

یک نفر دگمه استاپ رو فشار بده لطفاً.


 
comment نظرات ()