از کيميای مهر تو

 
ما و آدم کوتوله‌ها
نویسنده : - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
 

بیایین از سیاست حرف نزنیم. مشکل ما سیاست نیست. مشکل ما خودمونیم. مشکل ما دیکتاتوریه که در وجود هر کدوم از ما خوابیده. مشکل ما دروغگوییه که در وجود هر کدوم از ما شکل گرفته. مشکل ما دزدیه که تک تک ما هستیم. مشکل ما هوچی بودن خودمونه و حکومتون آینه تمام نمای شکل خودمونه.

بیاین روراست باشیم:‌ چند نفر از ما وقت کارمون خوب کار میکنیم؟!! اگر خوب کار میکنیم پس چرا بالاترین آمار بازدیدهای اینترنتی، به روز شدن وبلاگها،‌ پیگیریهای فیس بوکی ساعت کاری ایرانه و چرا آخر هفته‌های وبلاگستان خبری نیست؟! چند نفر از ما بیشتر از یک ساعت یا نیم ساعت وقت ناهارمون در اینترنت میچرخیم یا با همکارامون حرف میزنیم یا صبحانه و ناهار میخوریم؛ یا سر نماز و دعامون هستیم؟!!!

مشکل ما دیکتاتوریه که تحمل نظر یک مخالف رو نداره. که نمیتونه با دوستش بشینه و بدون تهمت و فحش و قیم مأبی حرف برنه. که نمیتونه یه نظر دیگه غیر از نظر خودش رو قبول کنه. این دیکتاتور احمدی‌نژاد نیست، ماییم. خود ما هستیم.

مشکل ماییم که به هرکسی که میتونه بیشتر دروغ بگه و دزدی کنه میگیم زرنگ. از ساعتهای کارمون در اداره میدزدیم و به کار دوم میرسیم و با افتخار اعلامش میکنیم. مشکل ماییم که رشوه میدیم و میگیریم و فکر میکنیم کار خوبیه. تو مهمونیها قصه پلیس فاسدی رو میگیم که ازمون رشوه گرفت و جریمه‌مون رو بخشید و نمیدونیم که خودمون بخشی از فسادیم. که ما هم همونقدر بی‌وجدانیم.  

به حکومت دروغ میتازیم اما خودمون حتی در ساده‌ترین کارهای روزمره‌مون دروغ میبافیم. به هم ستم میکنیم،‌ به هم فحاشی و توهین میکنیم و از خودمون شرم نمیکنیم و انتظار داریم که حکومتمون شرم کنه.

مشکل ماییم که خودمون رو توی آینه نگاه نمیکنیم. که فکر میکنیم بهترین و بافرهنگ‌ترین آدم روی زمینیم. که فکر میکنیم جز ما هیچکسی نمیفهمه و نمیدونه:‌ اینطور میشه که در کشورمون هر روز یه تغییر میشه. هر کس میاد یه طرح نو میاره و  بیشتر ناقص و نیمه.

مشکل ماییم که خودمون دزد و دروغگو و فاسد هستیم و به هیچکس اعتماد نداریم چون که همه به جز ما -مسلما به جز ما-‌ دزد و دروغگو و فاسد هستن. دولت سر ما کلاه میذاره، ما سر ارباب رجوع کلاه میذاریم کارش رو دیر انجام میدیم،‌ اون فرد که یه راننده تاکسیه میره سر مسافرش کلاه میذاره یا با کمترین بهانه‌ای فحش میده و دعوا ایجاد میکنه و همینطور این زنجیر ادامه پیدا میکنه. ماییم و قانون جنگل. فقط لباسهامون مارک‌دار شده.

چرا به خودمون دروغ میگیم. مشکل ما حکومتمون نیست. حکومت میتونه جلوی خیلی چیزها رو بگیره اما اگر ما بخوایم آیا میتونه جلوی صداقت،‌ وجدان کاری،‌ مهربانی و ادب اجتماعی رو بگیره؟‌

چرا اینقدر توهین میکنیم به روستایی که رای داده به احمدی‌نژاد (شاید‌ عقیده‌اش این بوده یا شاید گول دولت عوام فریب رو خورده‌)  ما چقدر مقصریم که همیشه این مردم رو تحقیر کردیم؟‌ که به حرف زدنشون خندیدیم؟‌ که آدم حسابشون نکردیم‌؟ سهم ما در عقب موندن این آدمها چقدره؟‌! در تصمیم‌گیریشون چقدر ما دخیل بودیم؟! فکر کردیم که یه سید میاریم که رای روستاییها رو هم داشته باشیم‌(غیر از اینه دوستان اصلاح‌طلب من؟!!!) تا کی میخوایم بگیم احمدی‌نژاد احمقه. نه برعکس خیلی هم باهوشه. دیدن تاکتیکش در مناظرات اثبات این نکته است. تا کی میخوایم با خیال خام حماسه‌‌ آفرینی کنیم؟!!

جالا به خیابونها ریختیم (میفهمم چرا) اما میخوام بدونم آیا بعد از یک انقلاب دیگه ما  قراره عوض شیم؟! بهتر بشیم؟! آیا یک شبه ما رو راست میشیم؟! دموکرات میشیم؟ یا دوباره یک دیکتاتور میاریم؟ دیکتاتور قبلی یه تاج به سر داشت،‌ الانی عمامه و بعدی چی؟‌ !در ایران خالی از بزرگ‌آدمها به کی امید داریم؟! ما همه آدم کوتوله هستیم.

ما نیاز به انقلاب نداریم. احتیاج به تعقل داریم. احتیاج به دانش داریم. به جای ریختن کور در خیابونها و آتیش زدن بانکها و اتوبوسها  (آخه خداییش خراب کردن اموال عمومی که مال خود ماست چه کاریه آخه؟!!)باید بریم توی خونه‌هامون. به خودمون نگاه کنیم. تاریخ بخونیم. بشنویم، بدونیم. هدف و برنامه داشته باشیم. بدون تغییر ما حکومتون تغییر نمیکنه. اسمش از شاه میشه مقام عظمای ولایت اما تغییر نمیکنه!

بارها از تغییر حرف زدیم، هنوز هم از تغییر حرف میزنیم. اما برای ما تغییر باید از دیگران شروع بشه چون خود ما کاملیم،‌ بی‌نقصیم و اون حکومته که فاسده و اون پلیسه که فاسده که اون کارمنده که فاسده. ما مثل اون آدمی هستیم که انگشتش شکسته بود و به دکتر میگفت به هرجای بدنش دست میزنه درد میکنه! ما اون انگشت شکسته‌ایم. بیاید اول خودمون رو درست کنیم....


 
comment نظرات ()