از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧
 

i google بدون شک یکی از بهترین صفحات مورد علاقه منه که الان خونه اینترنتیم شده. صبحها صفحه رو باز میکنم. یک یادداشت گذاشتم بالای صفحه:‌ امروز روز فوق‌العاده‌ایه. سعی کن ازش خوب استفاده کنیم. بگذریم که بعضی روزها پی‌نوشت مینویسم:‌ زرشک! بعد لغت روزم رو یاد میگیرم. چشمها هم هستند که دنبال ماوس میگردند و میشه گاهگداری باهاشون بازی کرد. شیرینی شانسی که با کلیک دوباره میشکنه و یه جمله جالب بهت میگه که لبخند به لبت بیاد، یاد گرفتن اسلنگ،و جاهای دیدنی دنیا که باید قبل از مرگ دید،‌ جملات انرژی‌بخش و کلی امکانات دیگه. خلاصه که گوگل عزیز دستت درد نکنه! روزمون رو با تو شروع میکنیم!

میدونی:‌ من خوب میدونم که تقصیر تو نیست اصلا که من به خیلی از چیزهایی که میخوام نرسیدم یا چیزهایی که بهشون رسیدم، چیزهایی نیست که میخواستم. میدونم که گاهی خیلی تلخ میشم و گاهی میتونم مثل یک مار خوش‌خط‌ و خال بخزم و فیش فیش کنم.  راستش رو بخواهی گاه گداری خیلی عصبانی هستم. از همه محدودیتهایی که اسیرش هستم عصبانی هستم و تقصیر تو نیست که من محدودم به زمان و مکان و ماده‌ - هرچند که شاید تو هم تکه‌ای از این طناب باشی، تکه‌ای از این محدودیت باشی- بهرحال خواستم بگم که تقصیر تو نیست و ببخش که گاهی به سرم میزنه که ببرم و برم. ببخش که گاهی اذیتت میکنم. آخرین کاری که در دنیا میخوام آسیب زدن به توست و چقدر گاهی این آخرین کار رو انجام میدم یا دلم میخواد انجام بدم.....

 


 
comment نظرات ()