از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
از چند روز پیش لوگوی یاهو و گوگل تغییر کرده. سررسید را که نگاه میکنم میبینم روز زمین است. میخواهم درباره روز زمین بنویسم. عصر روزنامه «۲۴ ساعت» مطالب بسیار مفیدی راجع به زمین،‌ آلاینده‌ها و اینکه ما چگونه میتوانیم دوست سیاره خاکیمان باشیم نوشته. روزنامه را تا میکنم میگذارم تا از نوشته‌هایش استفاده کنم. هوا آفتابی است. با خودم میگویم که میروم پیاده‌روی. اما به خانه که میرسم بی‌دلیل خسته‌ام. خوابم میبرد و ساعت از هشت شب گذشته است که بیدار میشوم. بیحوصله‌تر و خسته‌تر. کمی وبگردی میکنم. کمی تلویزیون نگاه میکنم. اما قرار است درباره زمین بنویسم. اولین مطلب کمی احساسی است. اسمش را میگذارم:‌ «‌ستاره‌های آسمان وسوسه‌ام نمیکنند،‌ تویی که وطن من هستی کره خاکی زمین»‌ نوشته را پابلیش میکنم. میخوانمش و به نظرم توخالی است. یک شعار قشنگ و بی‌محتوا. روی دگمه حذف کلیک میکنم:‌ بله مطمئن هستم. دوباره کمی وبگردی میکنم کمی تلویزیون نگاه میکنم. شروع میکنم به آشپزی. باید درباره زمین بنویسم. دومین نوشته عنوان ندارد. کوتاه است:‌ «امروز روز زمین است برای کره خاکیمان چه میتوانیم بکنیم؟»‌ میخواهم عکسی آسمانی از زمین خاکیمان بگذارم. کره قشنگ بیشتر آبی و کمتر سبزمان. عکس بزرگ است و سعی و خطای من برای گنجاندن تصویر بزرگ زمین در قالب صورتی بلاگ بی‌نتیجه می‌ماند. همه صفحه بلاگ شده عکسی از زمین. بگذارم همینطور باقی بماند؟‌ شاید بهتر باشد نوشته‌اش را هم پاک کنم. فقط یک تصویر از زمین. در نهایت باز هم مطمئن هستم. نوشته و عکس زمین پاک میشود. به غذا سر میزنم. با همسر حرف میزنم. در ذهنم هنوز میدانم که باید درباره زمین بنویسم. روزنامه را باز میکنم:‌« ایران جزیی از بیست کشور تولید کننده گاز دی اکسید کربن در جهان است. مقدار گاز تولیدی ایران هفتاد و نه میلیون تن است و ما بیستمین هستیم. آمریکا اول است با دو ممیز هفتاد و نه بیلیون تن.» باید بنویسم. شروع به داستان‌بافی میکنم. یک داستان از نوشتنم درباره زمین. درباره وطن گرد و کوچکمان. غذا ته میگیرد ساعت از یازده و نیم شب میگذرد و من هنوز راجع به زمین ننوشته‌ام........ 
 
comment نظرات ()