از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٦
 

هر آدمی روزهای خوب و بد داره. روزهایی هست که به خودمون نگاه میکنیم و لبخند میزنیم روزهایی هم هست که فکرها زشت و پلید میشن. این نبرد بین خوب و بد هر روز و هر لحظه درون ما جاریه. گاهی سخت تر و گاهی آسونتر. همونطور که زندگی بالا و پایین، زشتی و زیبایی داره، روح ما هم روزهای خوب و بد خودش رو داره. خوب میشد اگر همیشه خوب بودیم اما این یک نگاه ایده‌آلیستیه که با واقعیات زندگی تطبیق نداره. خوبه که بتونیم وقتی از خودمون نا‌امیدیم به خودمون امید بدیم. خوبه گاهی به خودمون از دیدگاه یک شخص سوم -بدون پیش‌داوری- نگاه کنیم. اینطوری وقتی اعتماد به نفسمون پایینه میبینیم که خیلی بهتر از اونچه که خودمون درباره خودمون فکر میکنیم هستیم و وقتی غرور بیجا گرفتارمون کرده به معایبمون پی میبریم.

همه اینها مهم هستند اما مهمتر از همه اینه که قبول کنیم که انسان هستیم دارای همه صفات خوب و بد انسانی. قبول کنیم که نمیشه همیشه خوب بود، همیشه بیست بود، همیشه شاد بود، همیشه برنده بود، همیشه اول بود. قبول کنیم که لحظاتی هم هست که میشه بد بود، زشت شد، باخت، نیرنگ زد. قبول کنیم که خوب مطلق در زندگی انسانی جای نداره همونطوری که بد مطلق هم وجود نداره. قبول کنیم هرچیزی که هستیم و خلاصه کلام اینکه:

هر چیزی که هستیم خودمون رو دوست داشته باشیم.

پی‌نوشت:‌این مطلب رو بیشتر برای خودم نوشتم و قصد نصیحت به هیچکس دیگه به غیر از همین آتوسای نوعی و واقعی رو نداشتم. امیدوارم که شما هم خوشتون اومده باشه. 


 
comment نظرات ()