از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٦
 

دلم میخواست یه درخت تناور باشم گمشده در میان درختای بلند یا اون تکه چوبی که میسوخت وسط کمپ. دلم میخواست یک کلمه بودم گمشده در میان یک شعر کمی عاشقانه، کمی حماسی، کمی هوایی، کمی خاکی. دلم میخواست غرق شم توی خودم. یک سنگ ببندم به پام و فرو برم. بی هیچ دست و پایی بی هیچ صدایی، بی هیچ فریادی.

کمپینگ بودیم این دو روز تعطیلی رو. فردا برمیگردم مفصل مینویسم.


 
comment نظرات ()