از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٦
 

برد پیت خیلی باحاله. به قول اینجایی‌ها Bad Boy به معنای واقعی. ازش خوشم میاد.

روز شنبه بارونی. فروشگاهها پر از آدمه. چندتا تی‌شرت پسندیدم. رفتم پولش رو بدم. سه چهار نفر جلوی من تو صف بودن. کی حوصله ایستادن داشت. تی‌شرتها رو گذاشتم و اومدم بیرون. این اتفاق چهار - پنج بار تکرار شد. سه ساعت توی مال و هیچ خرید.

 من نمیدونم چرا طول هفته که کار میکنیم هوا قشنگ و آفتابیه و روز تعطیل بارونی؟

فکر کنم یه جایی یه روزی یکی از رگ و ریشه‌های من یهودی بودن. چون دوست ندارم شنبه‌ها دست به سیاه و سفید بزنم. این آقای همسر هم مدام غر میزنه و با دلخوری کار میکنه. راست میگه خونه خیلی کثیفه. ولی شنبه است امروز. فکر کنم باید جدی درباره برد پیت فکر کنم. به نظر شما چه بلایی سر آنجلینا جولی بیاد خوبه؟!

همه فکر و خیالت اسکناسه یا دلاره یا ریاله یا....

- یا یوروست؟!!!!!!!!!!

پول مهمه نه؟ بذار بگم اون چیزایی که با پول میشه به دست آورد مهم هستن. بگذریم از اون چیزهایی که نمیشه با پول بدست آورد. آخه اون چیزا رو داریم. دیشب که داشتم دنبال خونه میگشتم مبلغ سرچ رو یه کَمَکی!!! بالا بردیم در حد چند میلیون. فقط یه ذره!!!!!!!!!!!!! با اون آپارتمان یک خوابه‌ای که ما الان دنبالش میگردیم فرق میکرد.

راستی به نظر شما آدم یه آپارتمان شیک توی داون تاون ونکوور داشته باشه بهتره یا یه خونه ویلایی تو بریتیش پراپرتیز؟ هر کدوم رو شما بگین میخریم

تلویزیون یه فیلم نشون میده از نیکول کیدمن و تام کروز. اسمش رو نمیدونم. مربوط به آمریکای غیر متمدن. امروز یه فیلم دیگه هم دیدم. راستش رو بخواین دوتا. یکیش ازدواج موریل بود. فیلم بینهایت غمگینانه‌ایه.

 

چه آهنگی بود که میگفت هوس دلی دلی کرده دلم؟

 

 


 
comment نظرات ()