از کيميای مهر تو

 
One whom one day trashed
نویسنده : - ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ مهر ۱۳۸٤
 

روابط انسانی، یعنی من وقتی دلم میگیرد و یعنی تو وقتی به حرفهای گرفته ام گوش میدهی.

روابط انسانی یعنی من وقتی خسته ام و یعنی تو وقتی بار خستگی مرا به دوش میکشی.

روابط انسانی یعنی من وقتی که احساس گناه میکنم و یعنی تو وقتی که سعی میکنی دلیل بیاوری.

روابط انسانی یعنی من که در تنهایی غرق میشوم و یعنی تو که به دور دستها تبعید میشوی.

روابط انسانی یعنی تو که e-mail میزنی و نامت را One whom one day trashed میگذاری.

روابط انسانی من و تو، یعنی گرسنه و سیر بودن. یعنی نیاز و غنا. یعنی من وقتی تنها هستم و تو وقتی تنها هستی.

تأثیر تو در لحظه لحظه زندگی من، در جایی که در آن کار میکنم، نوعی که کار میکنم، نوعی که نگاه میکنم، نوعی که میبینم، نوعی که میخندم.

تأثیر من اما در کجای زندگی توست؟ در کجای زندگی تو جاری هستم. وقتی به عقب میراندمت با تو چکار کردم که حالا از تو e-mail میرسد و نامش هست: One whom one day trashed

نه حالا، نه بعدها و نه هیچ وقت دیگر، نه در این زندگی، نه در زندگی های بعدی از تبعیدی بودنم پشیمان نخواهم شد.

نه حالا و نه بعدها، دلتنگی های به هنگام و نابهنگام نبودنت باعث نخواهد شد اشک بریزم.

نه حالا و نه بعدها، روابط انسانی دوباره برقرار نخواهد شد.

 

 

 


 
comment نظرات ()