از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٤
 

دارم دنبال کار ميگردم و حسابی اعتماد به نفسم رو از دست دادم. چطور ميشه که تو يه کشور غريب که هيچ تصوری ازش نداری بگردی و کاری پيدا کنی که باز هم هيچ تصوری ازش نداری و درباره دانش علمی خودت هم هيچ تصوری نداشته باشی. راستش خيلی میترسم. درسته که چندين ماه وقت دارم ولی شديداْ احساس بيکفايتی ميکنم.

کاش داناتر بودم. همين.


 
comment نظرات ()