از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٤
 

راستی چرا ما ايرانی ها از نشون دادن احساستمون در برابر ديگران ابا داريم. چه چيزی مارو از بودن اونچه هستی منع ميکنه؟ سنت؟ مذهب؟ هميشه دلم ميخواد وقتی تو خيابون راه ميريم دستت رو حلقه کنی دور تنم و منو ببوسی. تو فرانسه لحظات خوبی رو با اين بوسه هايی که نه از روی سکس که از روی محبت رو گونه هام مينشست تجربه کردم. دوست داشتم تو ايران هم بتونم هر لحظه ای که قلبم از محبتت لبريز ميشه اونو نشون بدم. حيف که اينجا همه چيز خيلی جنسی تلقی ميشه. محبت کردن هيچ جا نشون داده نميشه و بعد ما از بچه هامون توقع داريم بدونن که چه جوری بايد عشق بورزن.

البته اصلاْ موافق زياده روی هايی که در بعضی از کشورهای غربی و شرقی اعمال ميشه نيستم. موافق سکس در جاهای عمومی نيستم و يا حتی حرکاتی که ميتونه اثر بد داشته باشه ولی چرا ما در کشورمون لمس کردن دستا، بوسيدن دست کسی که دوست داريم، بوسيده گونه هاش و درآغوش گرفتن پر از محبت رو منع ميکنيم و بد ميدونيم؟ آيا وقت اون نشده ما ياد بگيريم که نشون دادن محبت با سکس فرق داره و اين يه احساس جمعی رو به وجود مياره؟ محبتی که در فضا پخش ميشه و سرايت ميکنه؟

خيلی دوست دارم يه با ديگه وسط خيابون بغلت کنم و ببوسمت.


 
comment نظرات ()