از کيميای مهر تو

 
 
نویسنده : - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳۸٥
 

وقتی که خيلی تنهايی!

وقتی حرفات مونده تو دلت!

وقتی نگفتن يه درده و گفتن هزار درد!

وقتی همه چيز ابريه ..........

باز هم

خدايی داری که مواظبته

خانواده ای که دوستت دارن

و دوستانی که به فکرت هستن.

پس اشکاتو پاک کن و

لبخند بزن.

 

پی نوشت:

يه دنيا نوشتنی دارم.

اينجا همه چيز سبزه.

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٥
 

از ونکوور.............

اولين پست

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : - ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٥
 

چه دلتنگی غريبی دارد کوچ.................


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٥
 

اين گور به گور فاکنر چه معجونيه!

زنجان که باشی و کار که نباشه جز خواب هيچی نصيب آدم نميشه!

نوشتن تعطيله، حوصله هم تعطيله! 


 
comment نظرات ()